عبد المحمد آيتى
254
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
بازجكند « 1 » و از آنجا تا يورت باتو و از ايل قنجى و ترسو از چپ و راست تا منتهاى ايل مغول ، قوافل به آمد و شد مشغول شدند . [ 477 ] آنگاه رسولان را با هدايا و تحف روان كرد و يغميش را كه در زمان غازان شحنهء اصفهان بود و بعد به سببى از اسباب معزول شده بود در مصاحبت ايشان با هدايا و تحف به خدمت قاآن روان كرد . ذكر استعمار سلطانيه در بهار سال 704 عمارتى را كه در مكانى به نام قنقورآلانك پدر او بنيان نهاده و اكنون ناتمام بود تمام كرد و آن را سلطانيه ناميد . مخارج ساختمان و اجناس و آلات آن را بر مالى كه از ولايات مىرسيد حوالت كرد و رسولان براى گردآورى مال به اطراف روان گشتند و بنايان و مهندسان به كار مشغول شدند و گروه كثيرى از صنعتگران با زن و فرزند به آنجا كوچ كردند و به كار اتمام آن بناى عظيم مشغول شدند . مرا در وصف بناى سلطانيه قصيدهاى است . [ در اين قصيده آمده است ] وضع سلطانيه گويى كه سپهرى است برين * يا بهشتى است مشكّل شده در روزى زمين خلد گردونش چه خوانى تو كه در زيب و علو * خود قياسى نكند عقل نه بر آن نه بر اين . . . بر اقاليم جهان يافت شرف قنغرالانك « 2 » * تا كه شد تختگه پادشه روى زمين شاه اسلام خدابنده محمد كه خدا * تيغ او ساخت به حق مظهر آيات مبين . . . از رشيدش « 3 » همه رشد است جهان را شامل * تاج « 4 » او بر سر ملك است به حق سايهء دين
--> ( 1 ) - چ : تاچكند . ( 2 ) - مغول سرزمين سلطانيه را قنغورآلانگ مىگفت . ( 3 ) - مراد رشيد الدين فضل الله همدانى وزير است كه در سال 718 به دست سلطان ابو سعيد كشته شد . ( 4 ) - مراد تاج الدين عليشاه تبريزى است كه پس از سعد الدين ساوجى در كار وزارت با رشيد الدين انبازى يافت .